روایت گرفتار شدن حسین قدیانی و وب سایتش به دست برو بچه های بالا تکراری و کهنه شده است. حالا چون حسین قدیانی گنده بود و اسم و رسمی داشت و برای خودش برو و بیایی خیلی سر و صدا کرد و رسانه ای شد. تا بوده همین بوده. بعد از انتخابات چند نفر از دوستان ما به جرم مقابله با اراذل و اوباش و حمایت از جمهوری اسلامی از در خانه ربوده شدند و بعد از چند روز به پرداخت دیه و خوردن آب خنک در اوین محکوم شدند.

گاهی گمان می کنم دست های پشت پرده ای درون نظام وجود دارد که دلشان نه به حال نظام می سوزد و نه اسلام. تلاششان فقط برای تضعیف نظام است و اسلام و نیروهای انقلابیش. این دست های پشت پرده قدرتشان از سران سه قوه خیلی بیشتر است. آقای خاصشان در دولت است که یکی از آخرین قربانیانش را دو سه روز قبل از عاشورا گرفت و همین الان خواندم که به بذرپاش هم شلیک کرده است. چیزی شبیه ماسون ها هستند. مابقی را من نمی شناسم. این دست ها هم پشت سر مجلس و هم دولت و هم قوه ی قضاییه عروسک گردانی می کنند.

یکی از روزهای بعد از انتخابات بود که یکی از مراکز مهم و حساس و البته امنیتی تهران تهدید شده بود. اگر لباس شخصی ها نبودند شاید کار تمام بود. یکی از رفقا گفت باور کن سرکاریم. همه می خواهند این نظام زمین بخورد! نه سپاهی به کار بود نه نیروی انتظامی ای! الحمدلله به خیر گذشت.

حالا که نیروهای انقلابی ای مثل حسین قدیانی گرفتار شده اند باز هم با خودم می گویم نکند همه ی ما با هم سرکاریم؟!

"خودتان توهم زده اید"

البته منکر قلم تند و تیز و بران حسین قدیانی نیستم اما حرفی که حسین قدیانی زده را تصدیق می کنم و اینکه قوه قضاییه با مجرمان اصلی بعد از انتخابات خیلی مهربان بوده است همان حرف دل امت حزب الله است.

به امید برقراری عدالت ...