استفراغ
در گیر و دار زندگی گرفتار شده ایم و پیچ می خوریم آنچنان که هر چه می خوریم بالا می آوریم. هیچ چیز پایین نمی رود و همه چیز در حال بالا آمدن است و چقدر تهوع آور شده است. وقتی دیگر فرصت نداری و هر کاری می کنی نمی توانی جلوی عق زدنت را بگیری و مجبور می شوی در نگاه چندش آور همه که کلی هم به تو اه و تف می کنند نمایش بالا آوردن را اجرا کنی و البته گاهی دستمزد خوبی هم بگیری و گند بزنی به خیابان و شهرداری هم با تو کاری ندارد تازه می فهمی زندگی همانی است که تو بالا می آوری. وقتی می بینی همه گرفتار شده اند و تو هم داری می شوی احسنتی با ح جیمی غلیظ طوری که مزه استفراغ خودت را مجددا بچشی به خود می گویی و از اینکه زندگی را بالا آورده ای احساس غرور می کنی.

در گوشه و کنار این شهر کسانی هستند که معده شان درست کار می کند و دیدنشان معده ی آدم را خوب می کند!
اشاره ۱: اگر حالتان بهم خورد رویتان را برگردانید
اشاره ۲: به علت کثیف بودن متن از نام بردن تعداد معدودی که معده درد ندارند معذورم
بسم الله