تبليغاتX
ساقی میکده
اگر ساقی حسین است ما می نخورده مستیم

 

بله آقا، به شما بر نخورد، با خودمان بودیم؛ با شمایی که مسئولیت محترم امور فرهنگی کشور را بر عهده داری نیستم. آقا؛ با شما هم که در این زمینه مدعی هستی نیستم. خطاب سخنم کارگران سر چهار راه هاست که گویا از خوشی زیاد هر روز صبح قرارشان در قسمت شمال غربی چهارراه ترک نمی شود. به قول دوستان اصلا اشاره شخص خاصی نمی کنم

 

برنامه های پر طرفدار و پر بیننده صدا و سیما

همه با هم تشویق کنید: مهمان امشب برنامه ما بازیکن محبوب و چهره دوست داشتنی یکی از پرطرفدارترین تیم های پایتخت و کسی که بسیار محجوب و به قول خودمان سر به زیر هستند، آقای ... می باشد، خوش آمدید

 

برنامه هایی با عنوان مذهبی(جشن رمضان)

خیلی خوشحالیم که از تمامی اقشار جامعه ما به خصوص ورزشکاران در این امر خیر شرکت کرده اند و واقعا باید این عزیزان الگو قراربگیرند. خوب بگو ببینم ... جان شما چقدر کمک کردین؟ ...

 

روزنامه های کثیرالانتشار

- یکی از بازیکنان سابق تیم های ملی به علت همسرکشی راهی زندان شد

- مدافع تیم ... در مهمانی شبانه به دست ماموران نیروی انتظامی دستگیر شد

- درگیری بازیکنان تیم ... در رختکن بعد از باخت مقابل تیم قعر جدولی ...

- زد و خورد چهار بازیکن تیم ... با هواداران

...

...

...

 

چرا افرادی را الگو می کنید که جنبه الگو شدن را ندارند؟

مگر قحط الرجال است؟

همه چیز را باید فدای منافع کنیم؟

 

جواب سوال های فوق را از کارگران زحمتکش سر چهارراه بپرسید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 13:33  توسط سعید توکلی  | 

 

انرژی هسته ای حق مسلم ماست

خوب اینو که همه میدونن

یه حرف تازه بزن، یه حرف نو

آفرین به جوانان توانمند و نخبه ایرانی که شب و روز تلاش کردند و ما امروز شاهد نتایج ارزشمند آن هستیم

پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت فرستاده شد

باز هم مردم ایران: انرژی هسته ای حق مسلم ماست

خطبه های نماز جمعه: انرژی هسته ای حق مسلم ماست

بیلبورد های شهرداری: انرژی هسته ای حق مسلم ماست

میان برنامه های صدا و سیما: انرژی هسته ای حق مسلم ماست

مترو، رادیو، تلوزیون، روزنامه ها، همایش ها، راهپیمایی ها، کنفرانس ها

و البته از همه مهمتر روز 20 فروردین: انرژی هسته ای حق مسلم ماست

همین جا اعلام می کنم: این چند خط باقی مانده را یک غیر متخصص به نگارش در آورده است

هر موضوع یا برنامه ای که هر کجا قدم می گذاری یا وارد هر محفلی می شوی از آن سخن به میان بیاید آرام آرام و به طور کاملا نامحسوس و در مواردی محسوس اثر منفی بر روی آن موضوع یا برنامه دارد. و حتی مطرح کردن آن را غیر قابل تحمل می کند. به عبارتی اثری معکوس دارد.

حال می خواهد یک فاجعه ملی باشد و یا یک شکوفایی ملی

به قول قدیمی ها هر چیزی حدی دارد پسر، حسابی دارد

نه اینکه گمان کنید به فکر ازدواج هستم، نه، بیشتر از اینکه به فکر ازدواج خودم باشم به دوستان خود فکر می کنم که گاهی سن و سالشان از 30 فراتر رفته است و در جامعه پیر پسر لقب گرفته اند. من هنوز طفلی بیش نیستم.

اما اگر کمی انصاف داشته باشیم، خواهیم پذیرفت که فراهم شدن حداقل های شرایط ازدواج و کار حق مسلم ما یعنی جوانان است، و اینها هم جزیی از زندگی است.

توجه: نوشته های فوق هرگز جنبه سیاسی ندارد

  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 12:28  توسط سعید توکلی  | 

 

 

 

 

یه ذره دیر اما خوب چی کار کنم دیگه ... سرم شلوغه

بهار؛ یک جفت کفش

تابستان؛ یک جفت دیگر

پاییز؛ کفشی دیگر

زمستان هم که باید کفش های دیگری بپوشم

اگر امکان داشت برای هر فصل دو یا سه جفت کفش می خریدم، برای هر کدام هم یک ست کامل پیراهن و کت و شلوار و کمربند و در مواردی کلاه و تی شرت و شاید ضرورت ایجاد کند مثلا جورابی هم اضافه کنم ...

البته که موارد فوق در مقابل تنوع طلبی برخی بانوان اروپایی و اگر اشتباه نکنم انگلیسی به چشم نمی آید. آماری شنیدم و بلافاصله بعد از آن خدا را شکر کردم! زنان اروپایی و باز اگر اشتباه نکنم همان انگلیسی ها در سبد خرید سالانه خود 60 جفت کفش را باید داشته باشند، خوب تقصیری هم ندارند بندگان خدا، اگر نباشد سر درد می گیرند! یا اگر نباشد افسرده می شوند و در امور خانه داری با مشکلات عدیده ای روبرو می شوند. علت شکر گذاری من را حتما درک کرده اید!!!

شب های آخر سال بود، در حال و هوای خود بودم .از پیچ شمیران به سمت میدان فردوسی خرامان خرامان قدم می زدم و گه گداری هم به خرید همشهریان گرام توجهی می کردم. آقا چه بازار گرمی...

از چشم و هم چشمی ها و مُد و عدم مرغوبیت کالا و بد استفاده کردن ما و البته تنوع طلبی همشهریان و ... چه بگویم که حرف بسیار است.

روح پدر بزرگ ها و قدیمی ها شاد و اگر زنده هستند خدا عمر با عزت بدهد. یک جفت کفش برای مراسم های رسمی داشت، یک جفت هم گیوه که خود من بارها برای وصله زدن به دکان کفاشی حاج علی کفاش بردم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 13:45  توسط سعید توکلی  |