تبليغاتX
ساقی میکده
اگر ساقی حسین است ما می نخورده مستیم
 

اللهم رب شهر رمضان الذي انزلت فيه القرآن وافترضت علي عبادك فيه الصيام والرزقني حج بيتك الحرام في عامي هذه و في كل عام صل علي محمد و آل محمد

خواستم بنويسم رمضان آمد و هنوز آماده نيستم، كليشه اي بود، نوشتم خوشبحال كساني كه خود را براي رمضان آماده كرده اند، قلم ايستاد، اين جمله را نيز بارها شنيده ام. چگونه خبر از آمدن رمضان و خوبي هايش بدهم؟

شايد اين جمله بهتر است، خوشحال نيستم كه رمضان رسيده است، آماده نيستم. تمام جملات نااميد كننده است و همراه با حسرت. حسرت از دست دادن لحظات گرانقدر رجب و شعبان.

اما نه، نبايد ناسپاس بود، حضور در رمضان هم نعمتي است بسيار بزرگ، الحمدلله رب العالمين، حضوري كه مي تواند شروعي باشد براي صعود، صعود به قله خوبي ها. براي من بهتر است بنويسم: رمضان مرا خواهد ساخت، انشاءالله.

شنيدم كه استاد مي گفت رمضان كلاس درسي است كه قبولي در آزمون آن پشتوانه اي قوي مي خواهد و آن قبولي در آزمون رجب و شعبان است. باز هم حسرت تمام وجودم را گرفت. گفتم استاد راه ديگري نيست؟ كار من تمام است؟! به قرآن نگاهي كرد. رمضان بهار قرآن است. اگر در قرآن غرق شوي شكوفا ميشوي. شكوفايي تو يعني قبولي. خوشحال شدم و اميدوار.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 9:41  توسط سعید توکلی  | 

 

                اين جشن ها براي من آقا نمي شود       شب با چراغ عاريه فردا نمي شود

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 18:11  توسط سعید توکلی  |