پسرم از دري رفت و آمد كن كه فقرا به انتظار تو نشسته اند
اشارات امام رضا(ع) به امام جواد(ع)


الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ ...
همانان كه خدا را (در همه احوال) ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مىكنند و در آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند ...
به ياد بودن يا ياد كردن؟! مي تواني فرق اين دو را بگويي؟ صبر كن صبر كن، فرقي ندارد؟ خيلي انصافي! ادامه نده، صبر كن خودم مي گويم.
دوباره آيه را بخوان الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ ...
شنيده اي رجب ماه خداست؟ صداي باران را مي شنوي؟ غبار شيشه ي پنجره ي دل را قطره هاي باران آرام آرام مي شويد، عجب هوايي شده است، كاش مي شد در خيابان خدا قدمي زد ...
قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ ... بيشتر از اين نمي توان خدارا ياد كرد، اين الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ كار ديگري ندارند؟ مي شود هميشه ياد خدا بود؟ خيلي سخت است، در خيابان راه بروي و چشم بگرداني و ياد خدا باشي، خيلي سخت است، قبول داري؟ اما مي شود هميشه ياد خدا بود!
العبد محمد تقي بهجت، يادش بخير، وقتي در نمازش ذكر يا ارحم الراحمين را با آن صداي خسته مي گفت حس مي كردم با مهربان ترين حرف مي زند، هميشه به ياد خدا بوده، من نمي گويم، احوالاتش را بخوان قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ را متوجه مي شوي.
شنيدم يكي از دوستان در اعتكاف شركت كرده است، پيامكي برايش فرستادم «فلاني التماس دعا» بعد از چند روز گفت: «سعيد يادت كردم»، خوشحال شدم از اينكه چند لحظه اي در لحظاتي روحاني مراهم ياد كرده است...
من دوست ندارم خدارا ياد كنم! دوست دارم هميشه به ياد خدا باشم!
اميرالمومنين در غررالحمكم فرمود: المومن دائم الذكر و كثيرالفكر؛ چهل حديث امام (ره) باب تفكر در اين زمينه خواندني است.
آماده مي شويم براي پرواز به سوي خدا، مسافران زمين روي زمين نمانيد! آغاز پرواز همين ماه است و نقطه اوج ماه رمضان، بليط پرواز به ياد بودن است، العبد محمد تقي بهجت؛ از او هم كمكي بگيريم.

آقا اگر اين چيزي كه برزيل بازي مي كرد فوتبال است پس آن چيزي كه تيم هاي ما بازي مي كنند چيست؟ فوتبال ما حرفه اي خواهد شد! انشاءلله!
فكر مي كنم اين آقاي لوسيو خيلي نَديد بَديد هست كه اينجوري بعد از زدن گل خوشحالي مي كند! گويا اولين بار است كه در فينال شركت مي كند و اولين بار است كه جام بالاي سرمي برد! نَديد بَديد
اشباع بازيكن فقط براي بازيكنان ما وجود دارد، نيمكت نشيني در يك تيم انتهاي جدولي فلان ليگ اروپايي بازيكن مارا اشباع مي كند! آقا يكي انگيزه را براي من تعريف كند!
عجب شبي بود آن شب شادي آفرين براي شصت و اندي ميليون ايراني! سال 98 را عرض مي كنم، خاطرتان هست؟ گريه ي استيلي! فوتبالي هم كه نباشيد بايد متوجه شده باشيد.
اگر رئيس فدراسيون فوتبال آمريكا كفاشيان بود، امشب برزيل انقدر سختي نمي كشيد! يادتان هست آمريكا را برديم؟ مهندس علي آبادي شايد آن شب اولين فوتبال زندگي اش را مي ديد! مرگ بر آمريكايي هم شايد گفته بود و بعد هم بي خيال تر از همه خوابيده بود! روح اين بزرگوار هم خبر نداشت كه روزي نفر اول ورزش و فوتبال ايران مي شود! اووووووووو كجاها رفتيم! بايد مي رفتيم جام جهاني نه 10 سال پيش!
شادي هايي كه موفقيت هاي ورزشي و علي الخصوص فوتبال به جامعه تزريق مي كند بسياري از التهاب هاي موجود را آرام مي كند، اگر شماره ي تلفن آقاي علي آبادي يا احيانا مدير هميشه خندانمان آقاي كفاشيان را داريد با زبان علمي تر برايشان توضيح دهيد! اگر هم نداريد مثل ما دلتان بسوزد!